بچه های درد............
از بچه های غزه مهم ترند بچه های ما...
انان که مانده اند ... سوخته اند
درپیچِ ِپس کوچه های درد
کتاب دزدیده اند ....
خوانده اند..به دوست هم داده اند.....
باز هم اما وا نمانده اند
تحمل تفریحِ ساده یِ بچه های ماست
هرگز کسی به دادشان نرسید در هیج لحظه ای
هرگز کسی نگفت که تو ایا توزنده ای
هنوز مانده ای یا اینکه رفته ای
هزگز کسی نگفت از هیچ سایه ای
هرگز کسی ندید هیچ بهانه ای
هرگز کسی نساخت هیچ اشیانه ای
نقاشی:افشین
شعر:زهره
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 1:56 توسط علی
|

بالاخره بعد از 2.5 سال قبول کرذم با بقیه آذما فرق دارم، از بقیه بهتر نیستم بلکه مشکلی دارم که از هر 100 نفر 2 نفر اونو دارن...! بد نیست، اما من باهاش مشکل دارم...!