بدون شرح..........


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 3:21 توسط علی
|

---------------------------------------
همینجوری : این شعر هیچ ارتباطی با عکس بالا نداره جهت اطلاع
دست مزن ! چشم ، ببستم دو دست راه مرو ! چشم ، دوپایم شکست
حرف مزن ! قطع نمودم سخــــن نطق مکن ! چشم ، ببستم دهن
هیج نفهم ! این سخن عنوان مکن خواهش نافهمی انسان مـکـــن
لال شوم ، کور شوم ، کر شوم لیک محال است که من خر شوم
وجدان همچون سگ نگهبان است که میتوانی از کنارش بگذری
اما نمی توانی آن را از پارس کردن بازداری

به نام خدا
بازم من اومدم تا گله کنم از دست نظرای شما!!!!!
آخه تو که الکی اسم میاری نباید یه آدرسه درست از خودت واسه من بزاری؟؟؟
بازم بحث ترس اومد وسط....آخه بعضیا میترسن وقتی حرف میزنن آدرس درست بزارن.....
آخی
!!!! گناه دارن اینا!!!!!!!!!