تنها و بی کسم........
تنها و بی کسم
بی کس و تنهایمدرد بغضیست در گلویم
سنگ صبوری نیست ، برای غمهایم.
اشک تلخیست در دیدگانم
این زندگی را تحمل نتوانم !
در چشم بی رنگم ، همه ی رنگها بی رنگند.
در قلب سردم ، همه ی شادی ها غمناکند.
به باغ امیدم ، همه ی گلها تب دارند.هیچ پرنده ای با آواز من آشنا نیست
در قفس تنهایی خود افسرده
تا به کی باید ، این تنهایی را گریست ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 3:25 توسط علی
|
بالاخره بعد از 2.5 سال قبول کرذم با بقیه آذما فرق دارم، از بقیه بهتر نیستم بلکه مشکلی دارم که از هر 100 نفر 2 نفر اونو دارن...! بد نیست، اما من باهاش مشکل دارم...!